روزها تکرار می شوند.... بارها و بارها هر سال . هر وقت که خدا و زندگی
به ما این اجازه را می دهند تا دوباره باشیم و دوباره تجربه کنیم حسی را که
تنها یک روز و یک ماه ملموس تر میشه .
نمی تونی دقیقآ بگی چه حسییه ؟
برای من این ماه همیشه همراه با ترس و دلهره است . ترس از این
که نکنه امسال دلم زیر هیبت صدای حسین نلرزه .... نکنه گونه هام
از اشک هام اشکهایی که نه برای حسین بلکه برای خالی بودن خودمه.
خیس نشه ...
امیدوارم این روزها روزهایی باشن که حسابی دلمون رو لرزونده باشن ....
انشاء.....
|+|
نوشته شده توسط لیلا حسینی در چهارشنبه 16 اسفند1385 و ساعت 22:20

